گفت و گوی خبرنگار ماهنامه کارنامه با عباس معروفی- قسمت اول

دانلود کتاب سمفونی مردگان

در حالی که بار دیگر کتاب سمفونی مردگان میان نسل کتاب خوان ایران جان گرفته، خالی از لطف نیست که ماشین زمان را روشن کرده و به پانزده سال پیش و به مصاحبه ای خواندنی از عباس معروفی نویسنده ی کتاب سمفونی مردگان بازگردیم.
اگر به خواندن این کتاب علاقه مند باشید، برای دانلود کتاب سمفونی مردگان می توانید از آدرس زیر کمک بگیرید:

http://fidibo.com/book/1631-%D8%B3%D9%85%D9%81%D9%88%D9%86%DB%8C-%D9%85%D8%B1%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%86

و اما مصاحبه ی عباس معروفی با ماهنامه ی کارنامه در سال 1381

زبان ریشه و رستن گاه آثار هر نویسنده ئی است. با دوری از زبانی که در آن خانه دارید، چگونه کنار می آئید؟
معروفی: یاد گرفتن زبان های دیگر دشوار نیست. هر چند که زبان مادری را فقط یک بار می توان آموخت. من نویسنده آلمانی نیستم، ایرانی هستم که در ضمن نویسنده هم است. اوایل که تازه آمده بودم، تا مدت ها نمی دانستم کجا افتاده ام و از کجا افتاده ام؛ آن قدر به طلوع و غروب نگاه کرده ام تا ببینم شمال و جنوب کجا است؛ آن قدر در نقشه جغرافی گشته ام که خزر و دماوند را پیدا کنم و ببینم چه مرزها و کشورها و دیوارهائی بین ما فاصله انداخته است؛ آن قدر در کوچه و بازار لای جمعیت چرخیده ام و گوش خوابانده ام، بل که کلام آشنائی بشنوم؛ آن قدر خواب گلشیری را دیده ام و با او حرف زده ام که دلم نمی خواسته هرگز از خواب بیدار شوم؛ آن قدر دلم برای اشیای خانه ام تنگ شده که دل بستگی هام را به اشیا و وسایل از دست داده ام.
در این سال ها از نو رفته ام و گواهی نامه رانندگی گرفته ام. دوباره سفره و میز و کامپیوتر و قاب و گل دان و چکش و میخ تهیه کرده ام. از سر نو حافظ و سعدی و بیهقی و معین و نظامی و مولانا خریده ام. اگر می دانستم سفر خواهم کرد، پیشاپیش 11هزار جلد کتاب و یادداشت های سالیانم را می فرستادم، سر و سامانی به وسایل و مسائلم می دادم و این جوری لخت و عور نمی آمدم. روزی که وارد آلمان شدم، فقط 4 مارک پول داشتم. آن هم به لطف کسی که حق اشتراک مجله اش را به مارک پرداخته بود. باری، گذشت.
این جا کار می کنم، می نویسم، هم سرم نقاشی می کند و به نحوی این زندگی پنج نفره را پیش می بریم. اما به راستی زبان آلمانی مسأله جدی است. در محیط کارم که به پزشک روشن فکر آلمانی متعلق است، مجبورم به سرعت یاد بگیرم و کم نیاورم. هر چند که مثل بچه هایم به آلمانی خواب نمی بینم، به آلمانی فکر نمی کنم و به آلمانی نمی نویسم. در این سال ها به جز داستان و رمان و مقاله، کاری هم در زمینه ادب فارسی کرده ام که وقتی به جائی رسید، خبر می دهم.

بعد از سال ها سمفونی مردگان تجدید چاپ شد. با توجه به اقبال این اثر در جذب مخاطبان خاص و عام، چرا در طول این چند سال نسبت به تجدید چاپ اقدامی نکردید؟ آن هم با توجه به این که آن طور که پیدا است، رمان بدون هیچ تغئیری مجوز نشر گرفته است.
معروفی: بالاخره بعد از هفت سال، چنین اتفاق میمونی افتاد. خوش حالم. آثار ادبی یک ملت مال ملت است، به نویسنده اش مربوط نیست. در طول این سال ها افراد و ناشران مختلفی اقدام کرده، اما نتیجه ئی نگرفته بودند.