کتاب طنز در پی استاد نوشته ی پیمان پورشکیبایی

در پی استاد

پیمان پورشکیبایی شاعر و نویسنده و همچنین عضو شورای کتاب کودک و خانه ی موسیقی می باشد. از کارهای هنری وی می‌توان برگزاری کنسرت در کاخ سعدآباد و مجالس شعر و ادب، سخنرانی و برگزاری کلاس در دانشگاه میراث فرهنگی در زمینه شناخت و نگهداری ساز در موزه‌ها، برگزاری نمایشگاه‌هایی برای آشنایی کودکان با تصویرگری کتاب کودک و…اشاره کرد.

کتاب ” در پی استاد ” از 13 داستان طنز تشکیل شده است که هر یک قصه ای بسیار شیرین و خواندنی هستند. اگر به دنبال دانلود کتاب طنز هستید، این مجموعه برایتان جذاب خواهد بود.

کتاب های طنز نه تنها می توانند باعث شادی روح شده و ورزشی مفرح برای ذهن باشند، بلکه دارای نکاتی نغز و جنبه های اجتماعی عمیقی نیز هستند.

به تکه ای از متن کتاب در پی استاد پیمان پورشکیبایی توجه کنید:

بله من عاشق صدای تار شده بودم و هر چه در شهرستان پرس و جو کردم هیچ‌کس را برای آموزش پیدا نکردم. آقا، خانم، گویا هیچ‌کس نمی‌دانست تار چه سازی هست! یکی هم که می‌دانست با تُرش رویی و تَشر زنان می‌گفت:
– برو خجالت بکش می‌خوای بهت بگن لوطی عنتری!
شب و روز در تلاش برای آموزش ساز به این و آن گفتم و چه‌ها که نشنیدم، پدرم که فهمید دیگر با من سخن نمی‌گفت و مادرم هم چپ چپ نگاهم می‌کرد.
خاله‌جان می‌گفت: آخه پسرم،کی تا حالا تو فامیل ما مطرب شده که تو می‌خوای بشی!
عمو‌جان می‌گفت: تار چیه پسر! بیا با من بریم سالن کُشتی تا ازت یه کشتی‌گیر سبک وزن بسازم تا پشت همه رقبا رو خاک کنی، مرام لوطی‌گری یاد بگیری!
آشیخ محمد‌حسن که روحانی محل بود و همه او را دوست داشتند می‌گفت:
– پسر‌جان مطرب‌ها نوکر شیطانند، مراقب باش گول شیطانُ نخوری، وگرنه جات دم در جهنمه! یک آیه هم خواند و به من فوت کرد.