من تروریست نیستم اما یک بار در فیلمی نقش اش را بازی کردم

من تروریست نیستم

ماز جبرانی نویسنده ی کتاب من تروریست نیستم، طنز نویس ایرانی- آمریکایی ست که آثارش در تمام دنیا خوانندگان بسیاری داشته و از محبوبیت زیادی برخوردار می باشد.
کتاب من تروریست نیستم اما یک بار در فیلمی نقش اش را بازی کردم، کتاب طنز و به گونه ای زندگی نامه ای خواندنی ست که اگر در موقعی که بی اندازه بی حوصله هستید شروع به مطالعه ی آن کنید، تاثیر شگفت انگیزش در نشاط روح را احساس خواهید کرد.


خود نویسنده، ماز جبرانی که با فرهنگ ایرانیان نیز آشنایی کاملی دارد، در مقدمه ی کتاب خود چنین آورده است:
سلام به شما! ممنون که کتاب من را انتخاب کردین. شاید این کتاب را برای این انتخاب کردین چون توی عنواش نوشته شده “تروریست” و با خودتون فکر کردین: “از اون اولش میدونستم این یارو یه تروریسته. ولی همیشه یه جوری رفتار می کرد که همه باور می کردن یه کمدین هستش. عجب مردکِ بدجنسِ مزخرفی! هرچند هیچوقت هم اونقد بامزه نبود!” یا شاید هم با من نسبتی دارید و فکر کردین: این دیگه چیه!- ماز کتاب نوشته؟ بزار ببینم اسم من را هم آورده؟! بهتره یه جلد بخرم و بیبنم چه طوریاس.”
امیدوارم که از خوندن داستان یک ایرانی-آمریکایی خاورمیانه ایِ طناز لذت ببرید، چون باید بهتون بگم که خودم خیلی از نوشتن این کتاب لذت بردم. ، فکر کنم وقتی که داستان من را بخوانید متوجه بشید بیشتر از اون چیزی که فکر میکردین با هم وجه اشتراک داریم، درحالیکه در وهله نخست فکر می کردین واقعا قراره خاطرات یه تروریست برو بخونید. اگر این کتاب را تا آخر خواندید و هنوز هم از آدم هایی از جنس ما خاورمیانه ای ها می ترسیدین، پس صریحا بهتون پیشنهاد می کنم که هرچه سریع تر یک وقت مشاوره بگیرید و پیش روانشناس برید. یا اینکه سعی کنید یک کتاب درباره زندگی خودتون بنویسید…
شاید نوشته های موفقیت آمیز ماز جبرانی حاصل آن چه او از 6 سالگی که به همراه خانواده اش به آمریکا مهاجرت کردند، دیده و از نزدیک لمس کرده باشد. خصوصا بعد از حوادث 11 سپتامبر که در آمریکا جو بسیار بدی نسبت به مردم خاورمیانه و نیز مهاجرانی که در خاک آمریکا به سر می بردند، شکل گرفت.
کتاب من تروریست نیستم ماز جبرانی، به ماجراجویی های او در تورهای کمدی و همین طور دوران کودکی پرماجرایی که داشته می پردازد و به نوعی یک خاطره نویسی طنازانه و بسیار استادانه است.
در این جا به بخشی از متن کتاب رجوع می کنیم تا با حال و هوای خواندنی و شیرین آن بیشتر آشنا شوید:
 …هربار که یه سفید پوست به آمریکا حمله‌ای میکنه و عملیات تروریستی انجام میده، هیچ ارگانی نیسست که از اون حمایت بکنه و حمله رو به عهده بگیره. ولی هربار که یه خاورمیانه‌ای یا مسلمون افراطی چنین کارهایی انجام می ده، بالاخره یه ارگانی مسئولیتش رو به عهده می گیره و در نتیجه این شرم برای همه ما خاورمیانه‌ای ها یا مسلمون ها نوشته میشه. وقتی که اون آدم سفید پوست هواپیمایش رو به ساختمان irs کوبوند، خیلی از مردم این طور می‌گفتن:  “اون از ما نیست. احتمالا حتی چایی هم نمیخوره. ولی می دونه کیا چای میخورن؟ عرب ها! و اون ها هم با ما نیستن، و این احتمالا به این معنی هست که اون یارویی که هواپیماش رو کوبیده تو اون ساختمون ها، یه عرب-مخفی بوده. حتی با وجودی که سفید پوست بوده!” خلاصه، وقتی که اون پاکستانی می‌خواست ماشینش رو تو میدان تایمز منفجر بکنه،طالبان پاکستان مسئولیت این حمله رو به عهده گرفتن. ولی آخه چرا باید برای یه عملیات بمب گذاری شکست خورده ادعایی بکنی؟ چرا باید یه کنفرانس خبری برگزار بکنی و بگی:  “فقط خواستیم بگیم… ما تلاشمون رو کردیم. و علاوه بر این، مهم نیت. و نتیجتا این‌که علی رغم تلاشت،همیشه هم موفق نمیشی!”