زنان کوچک

معرفی کتاب / زنان کوچک

لوییزا می الکات در نوشتن رمان زیبای زنان کوچک چیره دستی فوق العاده ای به خرج داده، به حدی که می توانید بارها این کتاب را خوانده و باز از خواندن آن لذت ببرید. کتاب زنان کوچک در زمره ی کتاب های داستانی نوجوانان قرار می گیرد، و مانند تمام کتاب های این گروه، برای معرفی کتاب زنان کوچک به معرفی شخصیت های آن می پردازیم.
در این داستان با چهار خواهر آشنا می شویم به نام های جو، مگ، بت و ایمی که هر یک دارای شخصیتی کاملا متفاوت با دیگری هستند. علاقه مندی ها، آرزوها و اهدافشان متفاوت بوده و همین طور عادات رفتاری بسیار مختلفی دارند. در همسایگی منزل دخترانی که زنان کوچک خطاب می شوند، پسری با پدربزرگ ثروتمند خود زندگی می کند که از تنهایی و نداشتن دوست رنج برده و تلاش زیادی برای برقرار کردن یک رابطه ی دوستانه با دختران همسایه دارد.

در مسیر داستان یک ارتباط دوستانه ی بسیار صمیمانه میان پسرک و دختران خانه ی بغلی ایجاد شده و اتفاق های بسیاری روی می دهد که می توانید با خواندن کتاب از آن مطلع شوید. در زیر به قسمتی از متن اصلی کتاب رجوع می کنیم تا شیوه ی داستان سرایی روان و خواندنی زنان کوچک را لمس کنید:
… جو به خاطر غفلتی که برای پوشاندن کله ی چیده شده اش کرده بود، دچار سرماخوردگی بسیار بدی شده بود و دستور داشت که تا بهتر شدن حالش در خانه بماند. چون عمه مارچ دوست نداشت که کسی با صدای تودماغی برایش کتاب بخواند. اتفاقا این موضوع چندان هم به مذاق جو بد نیامده بود، و بعد از زیر و رو کردن و کند و کاو اتاق زیر شیروانی گرفته تا زیرزمین بالاخره روی کاناپه ای افتاده بود تا با کتاب هایش از خود پرستاری کند. ایمی هم که دریافته بود کارهای خانه با هنر جور درنمی آید، به طرف همان قالب های گلی اش بازگشته بود. مگ نیز هر روز سراغ شاگردانش می رفت، خیاطی می کرد یا راجع به کارهای خانه فکر می کرد؛ ولی بیشتر اوقاتش به نوشتن نامه های طولانی برای مادرش یا خواندن مکرر نامه هایی که از واشنگتن می رسید، می گذشت. ولی بت حالا که دیگر اندکی افسرده به نظر می رسید و حزن آلود بود، همچنان با وفاداری به انجام وظایفش می پرداخت. تمام آن وظایف کوچکی که به عهده ی بت بود، روزانه انجام می شدند و به علاوه بعضی از وظایف خواهرانش- چون فراموشکار بودند، توسط وی انجام می گرفت و بنابراین خانه مثل یک ساعت به نظر می رسید…