دموکراسی یا دموقراضه

دموکراسی یا دموقراضه

یک کتاب جالب با محتوی سیاسی

نویسنده : سیدمهدی شجاعی
انتشارات نیستان ، دی 1388

این کتاب داستان جالبی دارد. یک پژوهشگر تاریخی بر اساس سندی در سالیانی دور، داستانی را روایت می کند. در این داستان پادشاهی که در آستانه مرگ قرار دارد، وصیت می کند پس از مرگش هر 25 فرزند او در مقاطع 2 ساله بر تخت پادشاهی بنشینند. اما نه به ترتیب سن و سال بلکه بر اساس رای مردم.

هر کدام از این فرزندان دردوران پادشاهی خود ظلم های فراوانی به مردم می کنند و مردم هر بار رنجیده از یکی به دیگری پناه می برند و بالاخر تصمیم می گیرند بیمارترین، نادان ترین و زشت ترین فرزند را پادشاه کنند تا بتوانند مدتی آسوده باشند.

نام فرزندان پادشاه همگی پیشوند «دمو» دارد و این آخری «دمو‌کافیه» نام دارد که در زبان مردم شهر به «دمو قراضه» شهرت یافته است…

بخشی از این کتاب:

بعضی از حرف‌ها یا فرامین یا رهنمودها هست که آدم، تکلیفش را در قبال آن‌ها پیدا نمی‌کند و دلیل بی‌تکلیفی، شاید این باشد که هم وجه محرمانه دارد و هم وجه علنی و آشکار. هم می‌تواند در خفا به دوست گفته شود و هم در ملاعام به دشمن.
و تعابیر دموقراضه در مورد دشمن، یکی از همین موارد است. چیزی است که هم ردّ آن را در صفحات آشکار تاریخ می‌توان دنبال کرد و هم به جای پای آن در اسناد محرمانه و دست نیافتنی. البته منکر وجود برخی از تفاوت‌های ریز و درشت، در این دو ماخذ هم نمی‌توان شد. یعنی چه؟
یعنی اهمیت دشمن یا ضرورت توجه به دشمن را هم در سخنرانی‌های عمومی دموقراضه می‌توان دید و هم در جلسات کاملاً سری و محرمانه او، ولی آنچه باعث بروز تفاوت، در این دو بخش می‌شود- تا جایی که حتی آن را به دو جنس متفاوت بدل می‌سازد- نوع نگاه به دشمن و نتیجه‌ای است که از مهم بودن دشمن گرفته می‌شود. در سخنرانی‌های عمومی دموقراضه، هرجا که سخن از اهمیت دشمن، به میان آمده، خطرات دشمن، گوشزد شده و مصیبت‌هایی که تسلط دشمن داخلی و خارجی می‌تواند برای مردم به بار بیاورد و ضرورت پشتیبانی مردم از دموقراضه که حامی و خدمتگزار راستین مردم به شمار می‌آید.
ولی در اسناد محرمانه و صحبت‌های خصوصی، مساله کاملاً فرق می‌کند. بیشترین عتاب و خطاب دموقراضه به نزدیکان و محرمانش این است که، چرا مساله دشمن را آنچنان که باید و شاید جدی نمی‌گیرند و نگرانی لازم را در مردم ایجاد نمی‌کنند؟!
این طور که از برگه‌های پراکنده اسناد محرمانه برمی‌آید، دموقراضه در پاسخ به سوال یکی از اعضای جلسه محرمانه که پرسیده، کدام دشمن؟! فریاد زده:
– مردک الاغ! اگر دشمن، موجود بود که کار ما به این سختی نمی‌شد! مشکل ما این است که دشمن را باید خلق کنیم. تولید کنیم. آن هم تولید متنوع و رنگارنگ و انبوه.
همه شما قطعاً لایق فحشهای خیلی بدتر هستید. چرا؟ چون خودتان دلایل اهمیت دشمن را نمی‌دانید و از من سوال می‌کنید؟
من قبول می‌کنم که بعضی از دلایل اهمیت دشمن را، مثل کودکان، جمله جمله به شما بیاموزم، به این شرط که شما هم همه‌ی فحشهای مرا بر خودتان پذیرا شوید:

۱- دشمن یعنی کسی که شما می‌توانید همه‌ی ضعف‌ها و کم کاری‌هایتان را گردن او بیندازید.
۲- دشمن یعنی چیزی که شما می‌توانید مردم را با آن بترسانید تا ناگزیر به آغوش شما پناه بگیرند.
۳- دشمن یعنی کسی که اگر کاری کردید، با وجود او مهم‌تر جلوه‌اش دهید و اگر نکردید او را مقصر جلوه کنید.
۴- دشمن یعنی کسی که وقت و بی‌وقت به او فحش دهید، بی‌آن که جواب فحش بشنوید.
۵- دشمن یعنی کسی که حواس مردم را به او پرت کنید تا هوس نکنند که از شما چیزی بخواهند.
۶- دشمن یعنی مترسکی که با آن می‌توانید بچه‌های بزرگ را بترسانید.

پس دشمن، با این همه خاصیت، یک موضوع حیاتی است. ولی همه‌ی خوبی‌اش به این است که، نباشد. اگر باشد که دمار از روزگارتان درمی‌آورد.
پس دشمن، در یک کلمه یعنی: لولو.
لولو اگر باشد، خطرش چی؟
– ناک است.
آفرین
– و اگر اسمش باشد و خودش نباشد، کو؟
– چی کو؟
– باقیش؟
– باقی چی؟
– خب! حالا که همتون خرید، خودم میگم: لولو اگر اسمش باشد و خودش نباشد، چی؟ کولاک است.

دانلود کتاب دموقراضه از سایت فیدیبو تنها 3400 تومان هزینه دارد.

لینک دانلود کتاب:

goo.gl/WWK38R